اوليويه ( مترجم : محمد طاهر ميرزا )

51

سفرنامه اوليويه ( فارسى )

حبوبات معروف است و كمال امتياز را دارد ، بسيار دور از شدت گرمايى است كه در بابل و جهت جنوبى ايران موجود است . بلندى و ارتفاع زمين در كرمانشاهان و همدان و نهاوند و ساير مواضعى كه ماد قديم عبارت از آنهاست ، سبب اعتدال گرماى تابستان و موجب شدت سرما در دو سه ماهى از زمستان شده است . خيال داشتيم كه بعد از يك روز يا دو روز توقف در همدان ، رو به قزوين حركت كنيم ، اما صاحب منصبى كه به همراه ما مأمور بود ، و كشيش ارامنه « مسيو روسو » ، ما را به وى سفارش كرده بود و تفقّد احوال ما را از وى خواسته بود ، گفت مصلحت چنين است كه به همراهى كاروانى كه در اين چند روز به تهران حركت خواهد كرد ، سفر نماييم . ما نيز ايام توقف را در همدان مغتنم شمرديم ، تا صرف سازيم به گشتن و ديدن كوه‌ها يا به عبارت اخرى ، خواستيم يك سفر گياه شناسى به جانب اين كوه بكنيم ، زيرا هنگام عبور از آن - كه بعضى گياهها چيده بوديم - موجب شده بود كه اين كوه را [ بعدا ] به تفصيل تفرّج كنيم . چون ارادهء خود را به كشيش مزبور گفتيم و خواهان بلد و تدارك راه راحله اين سفر شديم ، تفصيلى به بيان مخصوص مشرق زمين از حسن و خوشگلى و بسيارى گل و گياه اين كوه براى ما حكايت كرد ، و گفت در ايام كودكى به تاريخ 1785 مسيحى [ 1200 ق ] به همراهى گياه شناسى از اهل فرانسه به اين كوه سفر كرده و بيشه‌ها و آبشارها و درّه‌ها را در غايت حسن و طراوت ديده و مشاهده كرده است . چون مصمم اين سفر شديم ، كشيش اسبابهاى ما را كه بجا ماند ، در كليساى خود مضبوط كرد . با وجود توقف ابوالحسن در منزل ما ، از اين احتياط متعجب شديم از وى سؤال كرديم ، جواب داد كه ممكن است كه در هنگامى كه ابو الحسن در منزل نباشد ، سرقتى اتفاق افتد . اما در كليسا به جهت احترام محل ، از اين محذور فارغ است ، و اطمينان دارد كه مسلمين نيز چون عيسويان به كليسا احترام مىگذارند . فما بعد به ما معلوم و محقق گرديد كه ايرانيان چون عثمانيان بسيار كم براى دزدى و سرقت به خانه‌هاى مردم روند ، مگر در وقت جنگ كه به غارت داخل شوند و به خانه‌هاى مردم هجوم ببرند . اما در ساير اوقات اگرچه در و پنجره هم در منزل باز و گشاده باشد ، احدى خودسر و پنهانى داخل منزل كسى نمىشود . در اين صورت فهميديم احتياطى كه كشيش كرد ، همه از براى اين بود كه رعايت احترام او را بيشتر كرده ، هنگام مفارقت تعارفى شايان به وى دهيم . جمعه روز چهاردهم ژوئن : مصمّم اين سفر شديم . چون از همدان آمديم ، به جانب جنوب غربى روانه شديم . محلى را كه عبور كرديم بسيار خوب زراعت و آبيارى شده بود . آبى كه از كوه سرازير مىشد ، آب زيادى بود كه به شعبه‌هاى زياد منشعب شده بود و هر يكى چشمهء